روستای سوربن سابقه تاریخی دیرینه دارد .
بطوریکه شواهد گواه بر این دارند که تپه کوچک داخل محل از قرارگاه های نظامی دوره سامانیان بوده است و آلات و ابزار جنگی مانند نیزه مسی از آن دوره در گذشته
مشاهده شده است .
ولی ترک و جابجایی هایی در طول تاریخ صورت گرفته است .
قبل مهاجرت گروه اولیه قاسمیان ها به سوربن ،
اقوامی دیگر در سوربن ساکن بودند که
به روستا های دیگر مانند پلنگ آزاد و بیشه سر و صاحبی و ورکلا کوچ کردند .
در آن دوران قدیمی ترین مکان مسکونی سوربن ،
منزل شادروان اسماعیل قاسمیان فرزند حاج شعبان فرزند رمضان فرزند ابوالقاسم فرزند غلام بود
که اینک منزل یعقوب قاسمیان می باشد .
در هر حال قومیت های فعلی ساکن سوربن به شرح زیرند:
ساکنین فعلی این روستا
در سه مرحله ازتاریخ
دراین مکان ساکن شدند.
که حدوداً عبارتند از
۱ - ۱۲۱۵ هجری شمسی
۲ -- ۱۳۳۰ هجری شمسی
۳ — ۱۳۴۴ هجری شمسی
البته قبل از آن هم که اشاره شد
اقوام اندکی در سوربن ساکن بودند
گروه اول : قاسمیان ها
در سال ۱۲۱۵ هجری شمسی آقای غلامعلی به همراه خواهرش از شیرگاه قائم شهر در مسیر جاده سوادکوه
به روستای صاحبی مهاجرتم می نمایند .
و خواهرش با فردی به نام کر بلایی رجبعلی ازدواج و در
کنار رود خانه ای که در زبان محلی به آن کیله
می نامیدند در سوربن سکونت گزیدند .
که این مکان فعلا منزل آقای حاج حبیب الله قاسمیان فرزند حاج حیدر فرزند محمد قلی فرزند ابوالقاسم فرزند رمضان پنج کیله فرزند غلامعلی فوق الذکر می باشد.
غلامعلی بعد ازدواج در صاحبی صاحب فرزندی به نام رمضان
می شوند
۱۲۲۱ ه-ش) .
رمضان به علت کار و تلاش زایدالوصف در کشاورزی و گاو داری صاحب پنج کیله (پیمانه مازندرانی)
سکه و طلا می شوند که به همین خاطر وی را رمضان پنج کیله می نامیدند.
رمضان به روایتی در حدود سال
۱۲۳۵ ه-ش به سوربن مهاجرت نموده و به علت آتش سوزی منزلش مجددا به صاحبی مراجع می نمایند.
رمضان پنج کیله صاحب پسری به نام ابوالقاسم (۱۲۴۲ ه-ش) می شوند که بعد از فوت پدرش رمضان پنج کیله
به سوربن در قسمت شمالی رود داخل محل ساکن میشوند.
این مکان فعلا منزل
حاج نورالله قاسمیان
فرزند محمد قلی فرزند
ابوالقاسم فرزند
رمضان پنج کیله
فرزند غلامعلی
می باشد.
ابوالقاسم بعد ازدواج با خانمی به نام ننه صاحب فرزندانی به نام های رمضان - محمدقلی – حسین –
خدیجه - ابراهیم می شوند و بعد از فوت همسرش ننه با خانمی به نام سیده ننه ازدواج نموده و
فرزندانی به نام های بتول و شکر متولد شدند.
از رمضان فرزندانی
به نام های باقر - غلام – شعبان - فرضعلی - شهربانو - باجی - ننه جان
و از محمدقلی فرزندانی به نام های
نجف - حیدر - عبدالعلی – نورعلی - ربابه - خدیجه - معصومه - نورالله – خیرالله – طاهره.
و از حسین فرزندانی به نام های
حسن – محمد تقی- احمدعلی - رستم - شیخ علی -
علی النقی - زبیده -
امامقلی - بابعلی - لیلا - رمضان - غلامعلی
پا به عرصه هستی گذاشتند.
که در شجره نامه برای همه خاندان قاسمیان خواهم نوشت.
با خانواده مرحوم صیاد و آقای محمود صفری (در سال ۹۱) ۵۵ درصد جمعیت روستا را تشکیل می دهند.
بنا به دلایل فوق قاسمیان ها اکنون دارای نام های خانوادگی : قاسمیان – قاسمیان صاحبی - قاسمیان سوربنی هستند.
همچنین برخی از قاسمیان ها به فامیلی حاجی پور و برخی که در ساری و زید ساکن هستند
نام خانوادگی مهر آیین و محمدی دارند .
البته حاجی پور ها هم در سوربن بودند که
قسمت اعظم مکان مسجد سوربن از ورثه آن ها
مرحومه صغرا حاجی پور به مسجد وقف و واگذار نمودند.
یک خانوار از صفری ها هم در محل سکونت داشتند که از نسل آن ها هم برخی در سوربن هنوز ساکن میباشند.
ضمنا قبل از این سه گروه ساکنینی در این مکان بودند که به مکان های دیگر
از جمله ورکلا پلنگ آزاد و صاحبی و.... مهاجرت نمودند. همچنین جدیدا دو سه خانوار جدید هم
به ساکنین اضافه شدند مانند شیرین دوست و... و اخیرا مهاجرینی از شهر کرد اقدام به خرید ملک و منزل مسکونی ویلایی نمودند
««««««»»»»»»««««»»»»»«««»»»»«««««»»»«««»»»»
گروه دوم :
بوستانی- دوستدار- نوروزی- بریمانی- عزیزی - رجبی
گروه دوم : شامل دوستدارها و نوروزی ها بریمانی ها عزیزی ها و بوستانی و رجبی
می باشند.
حدود سال۱۳۳۰ هجری شمسی بوستانی ها از لار ما ( مهدی و گل احمد و آبگل بوستانی)و بقیه
از گروه دوم از کلکنار (صفر و یعقوب و حمید دوستدار و
نوروز نوروزی و برجعلی نوروزی و
اکبر عزیزی و
حسن بریمانی و
قلی رجبی به روستای سوربن مهاجرت کردند و در کنار قاسمیان ها زندگی
دوستانه ای را آغاز کردند .
این گروه که ابتدا به گوسفندداری مشغول بودند کم کم در در کنار ساکنین قبلی روستا به کشاورزی
علاقه مند گشته و در جوار آن ها به احیای اراضی اقدام و به کشاورزی در کنار دامداری پرداختند.
این گروه با توجه به بافت مذهبی که داشتند در مسجد مشترک گروه اول در قبل و بعد انقلاب
در احیای مراسم مذهبی یار و مکمل خوبی برای هم شدند.
در حال حاضر ۱۸/۵ درصد جمعیت روستا را تشکیل می دهند.
(نقل از سوربن بلاگفا سال ۹۱ ه ش )
««««««»»»»»»««««»»»»««««»»»»««««»»»»««««»»»
«««««»»»»»«««««»»»»»««««»»»»»««««»»»»««««»»
گروه سوم:
سیه چهره – بابا گلی - شکری - احمدیان - زارع
- براتی - خانی - علیزاده - چوپانی – عرب - خدری
حدود سال ۱۳۴۴ ه ش ده خانوار اول از گره سوم یعنی سیه چهره ها و بابا گلی ها و شکری و احمدیان و
زارع و براتی و علیزاده و چوپانی که برخی از آن ها در کنار نگهداری و حفاظت از دام های چوپانی خود
نیز دام داشتند .
با حمایت حاج ابراهیم چوپانی در دو کیلومتری شمال شرق روستای سوربن در تپه کم ارتفاعی به نام تمشکتی (تمشک کتی یعنی تپه ای که در آن میوه وگیاه تمشک وجود دارد)
سکنی گزیده و دامداری می کردند .
در اثر تصرف و یک پارچه سازی اراضی توسط محمود رضا پهلوی نماینده محمود رضا به نام مهندس وکیلی
در قسمت شمال سوربن با دادن حدود ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰۰
متر مربع خانه سرا و ساخت خانه های متحدالشکل با پوشش حلبی که در آن زمان نو و جالب بود
آنها را به سوربن متصل و سکنی داده که مد ت ها این قسمت را وکیل آباد می نامیدند.
همچنین به کلیه آن ها جهت مرتع دام ها یشان
و دام های چوپانی حدود ۳۵ هکتار زمین جهت نگهداری دام در غرب مزار ولتور توسط محمود رضا داده شده بود .
و سپس خانی هم در این این قسمت سوربن مستقر شدند
که جمعا حدود ۲۰ خانوار را تشکیل می دادند.
به این گروه خدری از نگهبانان اراضی شاه پور ملحق و در همین مکان سکونت گزیدند که
مکان مسجد امام رضای سوربن قسمتی از خانه سرای وی
می باشد.
همچنین عرب از روستای لاریم هم ساکن این قسمت گشتند.
نفرات اولیه گروه سوم عبارت بودند از :
آقایان شاد روانان :
( اسدالله و حسنعلی قربانی و جان بابا و بابا گل بابا گلی و رمضان و رحمان باباگلی )
شادروانان :
(حسین و روح الله و ابراهیم سیه چهره )
و سید حبیب فرجی و احمد زارع و
رحمت و محمد احمدیان
و غلام علیزاده و
شکر و عبدالله شکری و
احمد براتی و
مجید چوپانی
و عباس خدری
در حال حاضر (سال ۹۱) ۲۶/۵ درصد جمعییت روستا را تشکیل می دهند.
خداوند را سپاس گذاریم که با عنایت و قرار دادن افراد فهیم بویژه جوانان کوشا و متدین و صاحب ادب
و کمالات و تحصیل کرده در همه اقوام سوربن را محیطی صمیمی و هم آوا در جهت رشد و اقتدار و
پیشرفت قرار داده است.
برای در گذشتگان عزیز روستایمان غفران و بر خورداری از بخشش و فردوس ایزد رحمان و رحیم و
برای بازماندگان هم ولایتی قانون مداری و مهر ورزی به انسان های گیتی و عزت و سر بلندی در دنیا و
آخرت را آرزو مند یم.
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۱۵,۳۶ در سوربن بلاگفا توسط یعقوب قاسمیان صاحبی